((نگین زنجان روستای ونونان))
 
آخرين مطالب

امروز به نقل یه خاطره از یه معلم خیلی وقت پیش می پردازیم:

 

افتادن در تنور

افسر محمدی‌ ؛ کارشناس‌ آموزش‌ بهورزی‌ مرکز بهداشت‌ استان‌ زنجان‌
    
    آخرین‌ روزهای‌ شهریور ماه‌ سال ۶۶‌ بود و دانش‌آموزان‌ پایه‌ اول‌، دروس‌نظری‌ و عملی‌ خود را تمام‌ کرده‌ بودندو برای‌ انجام‌ کارآموزی‌ آماده‌می‌شدند، در آن‌ زمان‌ در شهرستان‌ ابهر خانه‌ بهداشت‌ نمونه‌ نداشتیم‌ و دانش‌آموزان‌ از همان‌ پایه‌ اول‌،کارآموزی‌ خود را در خانه‌های‌بهداشت‌ محل‌ پذیرش‌ خود، انجام‌می‌دادند و ما هم‌ در آن‌ زمان‌ مشغول‌پیدا کردن‌ اتاق‌ مناسب‌ برای‌ استقرارخانه‌ بهداشت‌ در روستاها بودیم‌. یکی‌از روستاهایی‌ که‌ دانش‌آموز آن‌ درحال‌ تحصیل‌ بود، روستای‌ «ونونان‌»نام‌ داشت‌. راهی‌ بسیار سخت‌ و کوهستانی‌ و پیچ‌در پیچ‌ ما را به‌ این‌ روستا می‌رساند ودر آن‌ سالها تقریبا تمامی‌ مسایل‌پشتیبانی‌ و تدارکاتی‌ خانه‌های‌بهداشت‌ توسط مرکز آموزش‌ بهورزی‌و مربیان‌ آن‌ انجام‌ می‌گرفت‌ و من‌ ازهمکاران‌ واحد پیشگیری‌ و مبارزه‌ بابیماریها که‌ عازم‌ منطقه‌ بودند خواهش‌کردم‌ که‌ در روستای‌ «ونونان‌» اتاقی‌مناسب‌ برای‌ خانه‌ بهداشت‌ پیدا کنند تاما بعدا در مورد اجاره‌ وعقد قرار دادآن‌، اقدام‌ کنیم‌. بعد از بازگشت‌،همکاران‌ گفتند: خانم‌ محمدی‌، یک‌اتاق‌ بسیار خوب‌ و بزرگ‌ و روشن‌برای‌ خانه‌ بهداشت‌ پیدا کردیم‌. من‌حدود یک‌ هفته‌ بعد به‌ اتفاق‌ یکی‌ ازمربیان‌ و دانش‌آموز (خانم‌ حمیده‌انصاری‌) عازم‌ آن‌ روستا شدیم‌ تابهورز را به‌ روستائیان‌ معرفی‌ کنیم‌ وحدود اختیارات‌ و توانایی‌های‌ وی‌ رابه‌ آنها بگوئیم‌ و هم‌ در مورد اجاره‌ اتاق‌مورد نظر اقدام‌ کنیم‌.
    وقتی‌ وارد روستا شدیم‌ ابتدا خواستم‌که‌ اتاق‌ را ببینم‌ و بعد به‌ منزل‌ رئیس‌شورا برویم‌ و بهورز را در جمع‌ریش‌سفیدان‌ و معتمدین‌ معرفی‌ کنیم‌.چند نفر از روستائیان‌ و صاحبخانه‌ هم‌ما را همراهی‌ کردند. در این‌ روستادختری‌ مهربان‌ بود حدود 30 تا 35ساله‌ به‌ نام‌ ریحان‌، که‌ عقب‌ مانده‌ ذهنی‌بود و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد به‌ محض‌ اینکه‌ماشین‌ مرکز آموزش‌ بهورزی‌ به‌ روستامی‌رسید موقع‌ عبور از کوچه‌ها و درخانه‌ بهداشت‌ تا زمانی‌ که‌ مراجعه‌می‌کردیم‌ ما را همراهی‌ می‌کرد. ریحان‌ هم‌ همراه‌ ما برای‌ دیدن‌ اتاق‌مورد نظر آمد از چند کوچه‌ تنگ‌ وباریک‌ و پشت‌ بام‌ چند خانه‌ رد شدیم‌تا اینکه‌ به‌ خانه‌ مورد نظر رسیدیم‌. باتعارف‌ همراهان‌ ابتدا من‌ وارد اتاق‌شدم‌ و به‌ محض‌ اینکه‌ وارد شدم‌ آه‌ ازنهادم‌ برآمد چون‌ وارد یک‌ اتاق‌ کاملاتاریک‌ شدم‌ که‌ فقط چند روزنه‌ درسقف‌ داشت‌. من‌ که‌ خیلی‌ عصبانی‌بودم‌ گفتم‌: نگاه‌ کن‌ چند تا آدم‌ بزرگ‌آمدند این‌ اتاق‌ را گرفتند. صدای‌جیرجیری‌ در زیر پایم‌ احساس‌ کردم‌ وتا خواستم‌ خودم‌ را جمع‌ و جور کنم‌جفت‌ پا وارد تنور شدم‌ و بسیارترسیدم‌. به‌ محض‌ اینکه‌ جفت‌ پایم‌ به‌کف‌ تنور رسید مثل‌ فنر جستم‌ و با دودستم‌ کناره‌ تنور را گرفتم‌ و کنار تنورنشستم‌ در حالی‌ که‌ پاهایم‌ داخل‌ تنورآویزان‌ بود و خاکستر در حال‌ نشستن‌روی‌ سروکولم‌ بود.
    ماجرا از این‌ قرار بود که‌ تخته‌ سه‌ لایه‌نازکی‌ را روی‌ تنوز وسط اتاق‌ انداخته‌بودند و من‌ که‌ به‌ علت‌ تاریکی‌ آن‌ راندیدم‌ درست‌ روی‌ آن‌ ایستادم‌ که‌ باشکستن‌ تخته‌ زیر پایم‌، به‌ داخل‌ تنورافتادم‌. بعد از فرونشستن‌ خاکسترهایی‌که‌ به‌ هوا بلند شده‌ بود مردم‌ را دیدم‌ که‌با وحشت‌ به‌ من‌ نگاه‌ می‌کنند، در حالی‌که‌ سعی‌ می‌کردند نخندند و دیدم‌ که‌خانم‌ حمیده‌ انصاری‌ دانش‌آموز، درحالی‌ که‌ به‌ خودش‌ فشار می‌آورد که‌نخندد مرتب‌ می‌پرسد: خانم‌ محمدی‌طوری‌ نشدید که‌؟ و من‌ گفتم‌ تورو خدابخندید، چون‌ خودم‌ هم‌ دلم‌ می‌خواست‌قهقهه‌ بزنم‌. در این‌ بین‌ فقط ریحان‌ بودکه‌ با صدای‌ بلند می‌خندید. به‌ هر حال‌ ماجرا تمام‌ شد و خانه‌بهداشت‌ این‌ روستا را راه‌ اندازی‌کردیم‌ و من‌ دوباره‌ دو ماه‌ بعد به‌ اتفاق‌مربی‌ مربوط به‌ این‌ روستا رفتم‌ و همین‌که‌ از ماشین‌ پیاده‌ شدم‌ دیدم‌ که‌ ریحان‌در حالی‌ که‌ به‌ طرف‌ ما می‌دود مرتب‌می‌گوید:(( تندره‌ دوشن‌ خانوم‌گلدی‌ )) یعنی‌ خانمی‌ که‌ افتاده‌ بودتوتنورآمد.بعدازاین‌ جریان‌ ریحان‌ اسم‌ مراگذاشت‌ تندره‌ دوشن‌خانوم‌ 
  

"عبادت‌ به‌ جز خدمت‌ خلق‌ نیست‌
    به‌ تسبیح‌ و سجاده‌ ودلق‌ نیست‌"

[ ] [ ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام اینجانب علی اصغر انصاری دانشجوی رشته کامپیوتر مقطع کاردانی,هدف از ایجاد این وبلاگ در اختیار گذاشتن اطلاعاته فرهنگی اجتماعی,ورزشی,اخبار و..... راجع به دهکده ی زیبای ونونان می باشد امیدوارم با نظرات انتقادات وپیشنهادات سازنده خود ما را در بروز رسانی بهتر این وبلاگ یاری فرمایید.متولد کرج ولی عاشق نگین زنجان دهکده ی ونونان هستم.
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب